International Committee to Save

the Archeological Sites of Pasargad

 

 

 

Link to English Section

 

   يبانيه ها  |   آرشيو  پاسارگاد  |  آرشيو خبرها  |  مقالات   |   آرشيو هنر و ادبيات   |   آرشيو تاريخ  زدايي   |   ديداري ـ  شنيداري  |   |  تماس |  جستجو   پيوند به صفحه اصلی

  27 فروردين 1387    (2547 سال پاسارگارد)  15 آوريل  2008*************************    کميته نجات پاسارگاد هيچ گونه وابستگی مذهبی و سياسي ندارد

 

 

يک سال پس از يک بی خِردی بزرگ

     با فرا رسيدن سی ام فروردين ماه، يک سال از آبگيری نابخردانه ی سد سيوند می گذرد؛ روزی که آقای احمدی نژاد، به اتفاق آقای اسفنديار رحيم مشايي و همدستانشان، تنگه ی بلاغی را به آب بستند و آثار هزاران ساله و با اهميت يک سرزمين را به ويرانی کشيده و آثار باستانی دشت پاسارگاد را در خطر تخريب ناشی از رطوبت قرار دادند.

     در سی ام فروردين سال گذشته، دولت آقای احمدی نژاد، بدون توجه به مخالفت فرهنگ دوستان سراسر جهان، و کارشناسان، باستان شناسان، و حقوق دانان غير دولتی ايرانی، و بی اعتنا به دلايل مستند علاقه مندان به ميراث های فرهنگی و بشری ايرانزمين، دست به يک چنين عمل غير اصولی زد. در همين مدت کوتاه يک ساله همگان شاهد اثرات تخريبی اين سد بر تالاب بختيار، و خشک شدن و سوختن اين محيط زيست ارزشمند، بوده اند. همچنين از هم اکنون اثرات آشکار گسترش تدريجی رطوبتی را که بر دشت پاسارگاد و آرامگاه کورش بزرگ فرو می نشيند شاهد بوده ايم. و اکنون نيز نقشه های مغرضانه و سودجويانه ای که برای تجارتی کردن و غير فرهنگی کردن پاسارگاد در جريان است آشکار گشته است

     اين عمليات زيان بار اما سبب شده است که مردمان ايران، و به خصوص جوان ها، بيش از بيش، و آن گونه که شايسته ی انسان متمدن اين زمانه است، توجه روزافزونی نسبت به ميراث های فرهنگی و طبيعی خود نشان دهند. آنها دريافته اند که آنچه سرزمين ما را در اين وضعيت حساس و تاريک تاريخی قرار داده، حاصل بی توجهی و ناآشنايي ما با فرهنگ خردمدار و انسانی خويش نيز هست و راه نجات هويت واقعی و ملی ما از تنگنايي که به آن گرفتار آمده ايم چيزی نيست جز توسعه و گسترش آن بخش از فرهنگ ايرانی اين سرزمين که بر اساس عدالت، نبود تبعيض های قومی و مذهبی، احترام به مهر و شادمانی و باور به خردمداری و حقوق بشر ساخته شده است

     اکنون، اگر چه دولت حاکم بر ايران با چنين فرهنگ سرفراز و انسان مداری سر ستيز دارد، و اگر چه به صورتی مداوم و روزمره ميراث های فرهنگي و گنجينه های بشری ما را بر اساس تبعيض های مذهبی نابود می کند و نام و حيات ميراث های طبيعی ما را برای بقای خود بذل و بخشش می نمايد اما شک نيست که اين بيدادها نمی تواند پايدار بماند. همان گونه که تاريخ جهان نشان می دهد، انسان برای بهتر و متمدنانه تر زيستن ناگزير است در راستای خردگرايي و انسان مداری حرکت کند و آنها که در برابر اين جريان به حق بشری سد می سازند خواهی نخواهی خود در سيلاب شکستن آن پراکنده خواهند شد و نامشان نيز در تاريخ به نکويي نخواهد ماند.

     بنياد ميراث پاسارگاد،  و فعالين فرهنگي همراه آن، همچنان می کوشند تا در راستای آگاه کردن هر چه بيشتر مردمان ايران و جهان از آنچه دولت ايران بر سر ميراث های فرهنگی و بشری ما می آورد، وظايف  فرهنگي و بشردوستانه خود را گسترش دهند.

     با مهر و احترام

     از سوی بنياد ميراث پاسارگاد

     شکوه ميرزادگی

     29 فروردين ـ 17 آوريل 2008