International Committee to Save

the Archeological Sites of Pasargad

 

 

 

Link to English Section

 

   يبانيه ها  |   آرشيو  پاسارگاد  |  آرشيو خبرها  |  مقالات   |   آرشيو هنر و ادبيات   |   آرشيو تاريخ  زدايي   |   ديداري ـ  شنيداري  |   |  تماس |  جستجو   پيوند به صفحه اصلی

  22 تير  1387    (2547 سال پاسارگارد)  12 جولای 2008*******************************    کميته نجات پاسارگاد هيچ گونه وابستگی مذهبی و سياسي ندارد

 

 

 

بيانيه اعتراضی احزاب

 درباره تخریب محيط زيست در ایران

از شميم، خبرنگار کميته نجات پاسارگاد

در نشست فصلي خانه‌ احزاب ايران، شماري از احزاب ضمن تشریح روند تخریب محیط زیست ایران و با اشاره به عواملی همچون ضعف مسؤولان سازمان حفاظت از محيط زيست  ، بيانيه‌اي را در دفاع از محيط زيست صادر كردند. متن كامل بيانيه اعتراضی احزاب به شرح زير است:

شوربختانه ضعف مسؤولان سازمان حفاظت از محيط زيست از سويي، و نيرومندي پيمان‌كاراني كه از طريق وزارت‌خانه‌ها اهداف سودجويانه‌شان را در قالب طرح‌هايي به ظاهر عمراني پي مي‌گيرند، كار را به جايي رسانده كه ايران از نظر شاخص‌هاي پايداري محيط زيست در ميان 146 كشور جهان رتبه‌ي 132 را به‌دست آورد. هم‌چنين براساس شاخص‌هاي جهاني عملكرد زيست‌محيطي سال 2008 كه در مجمع جهاني اقتصاد – داووس منتشر شد و بر دو هدف اصلي حفاظت از محيط زيست و مديريت صحيح منابع طبيعي استوار است، ايران در مقايسه با سال  2006 ميلادي با 14 پله نزول به رتبه 67 رسيده است.

به راستي سازمان حفاظت محيط‌زيست كه دير زماني است وظايف خود را از حفاظت از حيات وحش به مفهوم كلي‌تر بستر حيات ارتقا داده است در اين چرخه‌ رو به‌زوال چه نقشي را ايفا مي‌كند؟! گرچه ضرورت وظايف محوله و حجم تشكيلاتي، سازمان حفاظت محيط‌زيست را مي‌تواند در قامت يك وزارتخانه قرار ‌دهد اما به لحاظ اين‌كه در حال حاضر رییس آن از معاونان رييس‌جمهور است، عملا به جاي پاسخ‌گويي به مجلس، تنها توسط مقام مافوق خود حساب‌رسي مي‌شود. این در حالی است كه در شرایط كنونی، سیاست‌های حفاظت از محیط زیست در دولت كاملا نادیده گرفته شده و در اكثر مواقع و با وجودي كه از لحاظ قانوني و به پشتوانه‌ اصل پنجاهم قانون اساسي، سازمان حفاظت محيط‌زيست می‌توانسته از اقدامات مخرّب وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي ديگر جلوگيري كند، اما در نهایت ناباوری تفاهم‌نامه‌هايي را امضا كرده است كه در آن‌ها حق محيط زيست ناديده گرفته شده است.

جنگل‌زدايي،‌ تخريب مراتع و توسعه‌ بي‌ضابطه اراضي كشاورزي، ‌تخليه پساب‌هاي آلوده صنايع و زهكش‌هاي كشاورزي به رودخانه‌ها و تالاب‌ها، ‌آلودگي سفره‌هاي آب زيرزميني با انواع آلودگي‌هاي صنعتي و شهري به‌ويژه دفع زباله‌هاي بيمارستاني، ‌سدسازي‌هاي بي‌رويه،‌ جاده‌سازي‌هاي غيراصولي،‌ انقراض گونه‌های جانوری، كم‌رونق شدن و از بين رفتن مزارع كشاورزي و افزایش بیماری‌های ناشی از آلودگی هوا، ‌آب و خاك و... همه و همه نگراني‌هاي جامعه‌ي مدني كشور را افزايش داده است؛ نگراني‌هايي كه متأسفانه پاسخِ وزيران و مديران مربوطه را هم در پي نداشته است.

هر جا كه پوشش گياهي در نتيجه‌ بهره‌برداري بي‌رويه و يا آلودگي‌هاي زيست‌محيطي و يا جاده‌سازي و سدسازي و تغيير كاربري اراضي جنگلي و مرتعي از بين رفت، بيابان با سرعتي هر چه تمام‌تر جايگزين مي‌شود. وقتي سدهايي ساخته مي‌شود كه دِبي درياچه اروميه را به صفر مي‌رساند تا 150 هزار هكتار از درياچه به شوره‌زار تبديل شود، ‌وقتي بهره‌برداري بي‌رويه از سفره‌هاي آب زيرزميني، ‌۶۰۰ دشت كشور را با بيلان منفي مواجه مي‌كند،‌ وقتي در شيب ۴۰ درجه و در قلب جنگل‌های زاگرس، ‌زمین را شخم می‌زنند و یا مجوز ساخت شهرك‌ها و ویلاها صادر می‌شود،... در واقع به رشد بيابان‌هاي كشور كمك كرده‌ايم. روند تخريب جنگل‌ها و از بین بردن منابع آب و خاك (كه با ادامه‌ي آن تا كمتر از 20 سال ديگر خاك‌ مرغوبي براي كشاورزي و نزديك به 60 سال ديگر جنگلي نخواهيم داشت) و روند ويران‌ شدن مناطق حفاظت‌شده، پارك‌هاي ملي و تالاب‌ها و درياچه‌ها، به اندازه‌اي سهمگين است كه براي كاستن از شتاب اُفت كارایی سرزمین مادری‌مان، ایران، تنها عزمي ملي را نيازمنديم.

احداث بزرگراه در ذخیره‌گاه زیست‌كره و پارك ملي گلستان، احداث جاده در تالاب انزلي، احداث جاده در جنگل ابر شاهرود، احداث نیروگاه در پناهگاه حیات‌وحش كیامكی،‌ واگذاری 7500 هكتار از اراضی تالاب هورالعظیم به وزرات نفت،‌ خشك شدن تالاب‌هاي بين‌المللي ايران – نه به‌خاطر خشك‌سالي، بلكه به‌خاطر قطع حق‌آبه حياتي آنان همچون دریاچه‌هاي‌ ارومیه،‌ بختگان،... – احداث صنایع آلاینده‌ نفت و پتروشیمی در جنگل‌های گیلان و تالاب‌های گلستان، ‌واگذاری اراضی پارك‌های ملی و مناطق برای عبور خطوط لوله نفت و گاز،‌ و موارد بي‌شمار ديگر كه شوربختانه در بيشتر مواقع، موافقت و یا سكوت پرسش‌برانگیز سازمان محیط زیست را هم به‌دنبال دارد ما احزاب سياسي به‌عنوان بخشي از بدنه‌ي فعالان جوامع مدني كشور را بر آن داشت تا خواهان تغييرِ رياست سازمان مربوطه، و خواستار پي‌گيري مجدانه اصل پنجاهم قانون اساسي باشيم.

احزاب امضاكننده‌ اين بيانيه عبارتند از: حزب آزادي، حزب اتحاد ملي ايران، حزب اراده‌ ملّت ايران، حزب اسلامي رفاه كارگران، حزب اعتماد ملي، حزب پاک ايران، حزب ترقي ايران، حزب جامعه‌ مدني استان همدان، حزب فرزندان ايران، حزب مردم، حزب وحدت ملي، كانون مهستان، كانون دانشجويان و دانش‌آموختگان استان ايلام، كانون فارغ‌التحصيلان و دانش‌آموختگان استان آذربايجان غربي، كانون همبستگي دانشجويان و فارغ‌التحصيلان، مجمع فرهنگيان ايران ، مجمع دانشجويان و دانش‌آموختگان استان گلستان، سازمان رهروان فردا، جمعيت اسلامي وكلاي دادگستري،

www.savepasargad.com