International Committee to Save

the Archeological Sites of Pasargad

 

Link to English Section

       

1
 

پيوند به صفحه اصلی


 

فاجعه ای به توان بی نهايت برای ميراث فرهنگی

 

ا

از: دکتر تورج پارسى، مسئول بخش تاريخ بنياد ميراث پاسارگاد 

شوربختانه دو سال پيش فاجعه ی آبگيری سد سيوند، به دستور احمدى نژاد و رحيم مشايي (كه خود علاوه بر هر آن چه هستند، برای ميراث فرهنگی و محيط زيست ايران فاجعه اى هستند به توان بى نهايت) در ساعت پانزده و چهل دقيقه روز پنجشنبه سى فروردين ۸۶ به وقوع پيوست، آن همه تلاشی که از روزهای اول خبر آبگيری از سوى كميته ى بين المللى نجات پاسارگاد انجام شد ، و آن همه تلاش هايي كه متخصصين  داخلى و خارجى دلسوزكردند، و آن همه اعتراضاتى كه از سوى  ميهن دوستان در داخل و خارج شد نتيجه اى نبخشيد و نقشه ی شوم  را عملى ساختند . و بر اين اصل زيان هايى كه پيش ازساختن و آب گيرى سد بارها پيش بينى شده بود شوربختانه پيش آمد. با اميد اين كه در حكومت سكولار آينده  و در يك دادگاه علنى به اعمال اين جنايتکاران فرهنگی  نيز رسيدگی شود.

ديدگاه كارشناسان و ناکارشناسان درباره ى سد و سازى :

درباره سدسازی های بی رويه، بارها و بارها آگاهان ، دلسوختگان ، اهل تخصص با صداقت به بررسى اين مساله پرداخته اند، كه البته مثل هميشه جاهلان و کارگزاران خريداری شده شان گوش به اهل تخصص نداده و نخواهند داد.  آشكارا پيداست كه سد سازى هم دكانى است پر در آمد كه شكم جماعتی بی فرهنگ و سودجو را پر نموده ومى بينيم كه هم چنان غارت ادامه دارد و در اين بازار مكاره  چه آشكارا  محيط زيست و ميراث فرهنگى به تباهى كشانيده مى شود ! اما بايد باور داشت که اگر چه اكنون خورشيد ايران زمين به بند اندرست واين شام سيه كه در آن "نه بهرام پيدا نه كيوان نه تير" به سپيده ى سحرى خواهد رسيد و بى گمان :

حديث نيك و بد ما نوشته خواهد شد

زمانه را قلمى ، دفترى و ديوانى است

به هر روى " سازندگان سد و حاميان آنان، از سدسازي چنان چهره ي دروغين «تقديس شده»اي ساخته و آن را هميشه و همه جا معادل آباداني جا زده اند که گويي زندگي بدون سد ممکن نيست "

ديدگاه ناکارشناسان درباره ى سد سازى :

ديدگاه ناکارشناسان و مسئولين دولتی را می توان در اين گفته خلاصه کرد:

« با وقوع انقلاب اسلامی ایران صنعت سدسازی در کشور وارد مرحله جدیدی شد و صنعت آب کشور ایجاد خودکفائی در این زمینه را هدف بزرگ و متعالی خود قرار داد. دورانی که خودباختگی و ذلت پذیری جای خود را به خودباوری و اعتماد به نفس داد و باز ملت ایران را داعیه دار کارهای بزرگ کرد. به تبع انقلاب اسلامی و خون تازه ای که در رگ های ملت ایران تزریق شد، در سدسازی نیز عصر جدیدی آغاز گشت. عصری که خاطره شکوهمند گذشته را در حافظه تاریخی ملت ایران زنده مى كرد.»

http/faraznews.ir/newsdetail-5857-fa.l

 

ديدگاه كارشناسان درباره ی سدسازی  :

به كارشناسان گوش فرا دهيم ، يعنى كسانى كه اسباب بزرگى را با كوشش و زحمت فراهم آورده و جا دارد كه بر صندلى بزرگان واقعى بنشينند

 

اثرات سد سازی بر محیط زیست:

«یک سد به رغم تامین آب مورد نیاز مردم هر منطقه دارای مضرات زیست محیطی زیر است :

1- تخریب اراضی جنگلی در بالا دست و ارتفاعات

2- تبخیر بیش از معمول آب از پشت سدها.

3- تغییر اکوسیستم های آبی و مناطق و موجودات وابسته به آن.

4- زهدار شدن و بالا آمدن آب سفره های زیر زمینی و در نتیجه کاهش توان تولید آنها.

5- خالی ماندن سفره های آب زیر زمینی که در مسیر جلوی سد قرار دارند.

علاوه بر همه اینها ، مناطقی که زیر آب می روند ممکن است از لحاظ میراث فرهنگی دارای ارزش هایی باشند که نتوان آنها را نادیده گرفت . همچنین ازدیاد رطوبت محیطی باعث اثرات منفی بر منطقه های باستانی اطراف سد نیز می گردد . از این رو در پروسه تحقیقاتی پیش از احداث سدها بایستی کارشناسی دقیقی صورت بگیرد و همه موارد بالا و موارد تخصصی تر ملحوظ گردد .

از طرف دیگر ، برای اینکه بتوان وزنی برای میراث فرهنگی کشورمان در معادلات اقتصادی و صنعتی قائل شد باید به طور اصولی و از طریق روشهای مهندسی و مدیریتی ، ارزش اقتصادی ، فرهنگ و میراث تاریخی ، به طور دقیق مشخص و تبیین شده باشد و این امر وظیفه نهادهای ذیربط در مسائل زیست محیطی و میراث فرهنگی است .

با این اوصاف دو وظیفه مهم پیش روی ماست . اولا تا آنجا که بشود بتوانیم اثرات سوء سدهایی که تاکنون ساخته شده را کاهش دهیم و از آن مهمتر به فکر پروژه های در دست احداث باشیم و سعی کنیم در حساب سود و زیان آنها جایی برای محیط زیست و میراث فرهنگی کشور عزیزمان به وجود آوریم...»

http://www.iranseda.ir/showFullItem/?r=140278

 

و اما حسين مرعشى  كسى كه اسباب بزرگى فراهم نا آورده اما به واسطه خويشاونديش با مسئولين رده بالای حکومتی بر صندلى بزرگان ميخكوب شده بود  در پاسخ به خبرنگار ايلنا كه مى پرسد :  ساخت سد سيوند قسمت اعظمي از تمدن ايراني را از بين خواهد برد گفت :

نمى توان سد سازى را كه لازمه ى تمدن امروز و فرداى ايران است فداى وجود و حفظ آثار تاريخى و باستانى كرد ، سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى هيچگونه مخالفتى با احداث سد سيوند در تنگه بلاغى نداشته و از آبگيرى سد جلو گيرى نخواهد كرد .

 حسين مرعشى رئيس سابق سازمان ميراث فرهنگى و گردشگری در گفتگو با ايلنا

http://news.gooya.com/culture/archives/2005/08/035192print.ph

در همين زمينه وزير نيرو مى فرمايد : «هدف اصلي از اجراي سد «سيوند» آباداني منطقه اي است كه زماني به عنوان مهد تمدن ما به شمار مي رفته و امروز با تامين آب اين منطقه و ساخت مخزن، به توليد انرژي دست پيدا مي کنيم كه آباداني مورد نظر را به وجود خواهد آورد، در غير اين صورت اين منطقه تاريخي همان بياباني خواهد بود که در حال حاضر وجود دارد.»

حال بنگريد كه چگونه "  به تبع انقلاب اسلامی  خون تازه ای  در رگ های ملت ایران تزریق شد ودر سدسازی نیز عصر جدیدی آغاز گشت "

 مهندس فاطمه ظفرنژاد پژوهشگر در زمينه آب در همايش سدهاي بزرگ گفت : «سد سازي تنها راه حل جبران كمبود آب نيست. در مديريت عرصه خيلي از قنات ها را از بين برديم. سد بار نيشابور باعث شد تا قنات هزار ساله يي كه تمام اراضي كشاورزي پايين دست منطقه را در طول سال ها آبياري مي كرد خشك شود. مسوولان به بهانه آبياري زمين هاي كشاورزي اين سد را احداث كردند تا همان آبياري را انجام دهد كه سال ها توسط قنات از زيرزمين صورت مي گرفت. اما اكنون حجم قابل ملاحظه يي از اين آب تبخير مي شود. سدها تنها توهم توسعه منابع آبي را ايجاد مي كنند و مطالعات در بخش آب جنبه تزئيني دارد. نارسايي هاي مزمن سد سازي، ساخت و ساز بسيار شتابزده و اجرازدگي در توسعه آبخيزها مشكلات سدهاي ما است. سد كرخه كه بزرگ ترين سد كشور است به تنهايي 30 ميليون مترمكعب تبخير در سال دارد.»

 محمد درويش، عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع با اشاره به وجود 93 سد بزرگ مخزني و تدارك ساخت سه برابر سدهاي موجود در آينده گفت: «ساخت همزمان 90 سد در كشوري كه نرخ فرسايش و جابه جايي خاك در آن بيش از 5 ميليارد تن رسوب سالانه است، افتخار دارد يا شرمندگي؟ وي با اشاره به نوشته هرودوت درباره شبكه پيچيده تاسيسات آبياري در زمان هخامنشيان گفت: در آن زمان با مهار 20 ميليارد متر مكعب آب، حدود5/1 ميليون هكتار زمين را كشاورزان ايراني آبياري مي كردند.درويش با تاكيد بر اينكه حداقل 15 درصد از كل توليدات كشاورزي كشور ضايع مي شود، مقدار ضايعات توليدات كشاورزي را بالغ بر 15 ميليون تن عنوان كرد و گفت: با لحاظ كردن مقدار كارايي مصرف آب محصولات توليدي (يعني رقم 63 صدم كيلوگرم بر متر مكعب )، مقدار ضايعات آب از طريق ضايعات محصول 24 ميليارد متر مكعب محاسبه مي شود. اين مقدار ضايعات آب از نظر حجم برابر دست كم 70 درصد آب ذخيره شده در پشت 93 سد احداث شده كنوني در كشور است.وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: اگر مجموع مساحت اراضي كشاورزي فاريابي را كه در پشت سدهاي احداث شده قرار گرفته اند و در انتظار آب هاي اهدايي به سر مي برند، حدود يك و نيم ميليون هكتار در نظر بگيريم، در بهترين شرايط با اختصاص بودجه هاي كنوني تنها مي توان به تجهيز سالانه 20 هزار هكتار از اراضي كشاورزي پايين دست به كانال هاي آبياري فرعي اميدوار بود، يعني 70 سال زمان لازم است تا سدهاي كنوني كشور مجهز به كانال هاي آبياري شوند: زماني كه اغلب اين سدها به پايان عمر مفيد خود رسيده و به دليل پر شدن رسوبات بيشتر شبيه يك زمين فوتبال مي شوند. درويش با اشاره به اينكه تنها كافي است مصلحت ملي را بر دغدغه ها و ملاحظات يا سازمان متبوع خود ترجيح دهيم و به سرافرازي ايران بينديشيم، گفت: سرآمد بودن در پيشتازي سد سازي هنگامي افتخار دارد كه بخش هاي مرتبط با اين حوزه از بودجه و منابع انساني كافي و متخصص برخوردار باشند. نه اينكه از نظر اختصاص سرمايه گذاري هاي دولتي در بخش كشاورزي، در بين 165 كشور جهان، جايگاه 143 را از آن خود كرده باشيم.»

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1625041 

بنا به گزارش خبر گزارى ميراث فرهنگى در جلسه جمعيت زنان مبارزه با آلودگي محيط زيست و گروه ديده بان کوهستان انجمن کوه نوردان ايران همايش(14 مارس، روز جهاني مقابله با سدها)، عباس محمدي مدير گروه ديده بان کوهستان گفت: «آنچه که ما را واداشته تا چنين همايشي برگزار کنيم، اين است که سدها يکي از بزرگترين عامل هاي مخرب محيط هاي کوهستاني و به طور کلي طبيعت کشور هستند. او از تاريخچه ي شکل گيري اين روز و هدف هاي آن گفت و اشاره کرد که سازندگان سد و حاميان آنان، از سدسازي چنان چهره ي دروغين «تقديس شده»اي ساخته و آن را هميشه و همه جا معادل آباداني جازدهاند که تقريبا همه مي پندارند زندگي بدون سد ممکن نيست ! در حالي که هيچ يک از سدهاي ايران به هدف هاي اعلام شده ي اوليه ي خود دست نيافته اند و مجموع سدهاي ايران در حال حاضر ، فقط حدود هفت درصد برق مصرفي کشور را تامين مي کنند و در زمينه ي آب رساني ، به استناد آمارهاي رسمي مي توان گفت که اين سازه هاي گران قيمت و پرهزينه براي اجتماع و محيط زيست و ميراث فرهنگي ، حداکثر در ده درصد توليد کشاورزي  کشور سهم دارند . محمدي گفت که فقط با اصلاح الگوي مصرف انرژي و ارتقاي روش هاي آبياري ، مي توان چند برابر مجموع برق توليدي نيروگاه هاي برق ابي و آب تنظيم شده توسط سدها را صرفه جويي کرد . محمدي همچنين ضمن تاکيد بر لزوم حفاظت جنگل ها گفت که اگر در منطقه هاي مرکزي ايران ، سد سازي هاي سنگين فقط با « اشتباه » هايي همراه بوده ، در شمال کشور اين کار خيانتي است آشکار به نسل حاضر و آينده و مغاير است با اصل پنجاهم قانون اساسي و بسياري مواد قانوني ديگر ، چرا که جنگل بهترين جذب کننده و نگهدارنده ي آب ( در زير زمين ) است که با سد سازي و عمليات جنبي آن به شدت آسيب مي بيند. » 

۱۳۸۷/۱۲/۲۸ - 10:03:00  خبرگزاري ميراث فرهنگي www.chn.ir

و بالاخره جهت آگاهى نسبت به زيان هاى اين عمل نا بخردانه آبگيرى سد سيوند توجه تان را به مصاحبه ى بانو رنجبر با مهندس كوروش زعيم مسئول بخش مهندسی بنياد ميراث پاسارگاد زير نام " ميزان آسيب های سد سيوند شمارش پذير نيست سد سيوند نمونه ای از اوج نادانی و نادرستی يک حکومت در سايت كميته بين الملى پاسارگاد جلب مى كنم .

 

www.savepasargad.com

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin